تبليغاتX
سویر

سویر

سیاسی, فرهنگی,اجتماعی,ورزشی

تاریخچه ای کوتاه از فرقه ضاله بهائی


تاریخچه بهائیت

بنیان گذار فرقه بابیه، سید علی شیرازی است.او جوان تاجری بود که در شیراز ادعا کرد که همه جهان در انتظارش هستند او ملقب به باب بود لقب باب از این جهت است که او اظهار می کرد مقصد اصلی اش آن است که مردم را برای ظهور کلی الهی بعد از خود آماده کند و باب یعنی دروازه ارتباط با امام زمان علیه السلام. از این جهت پیروانش به بابیه معروف شدند. پس از مرگ سید کاظم رشتی، که جانشین شیخ محمد احسایی پیشوای فرقه شیخیه بود مریدان او به دنبال جانشینی بودند. سید علی محمد در این موقعیت خود را باب امام دوازدهم معرفی کرد و برخی از پیروان سید کاظم هم از او تبعیت کردند سید علی محمد به تدریج ادعای مهدویت و سرانجام نبوت نمود او بعد از این اعلام از طرف روحانیون بزرگ شیعه طرد شد و چندین بار تـوسط حـکومـت وقـت دستـگیر و هر دفـعه از گـذشـته خـود ابـراز ندامت نمود لکن هر بار توبه را می شکست و دوباره تبلیغ را شروع می نمود. در سال 1263 یک نشست تاریخی در حضور ناصرالدین میرزا که در آن هنگام ولیعهد بود و روحانیون آن دوره و باب صورت گرفت و سوالاتی از باب پرسیده شد که او به هیچکدام از این سوالات نتوانست به درستی پاسخ دهد و جوابهای وی که ادعای مهدویت می کرد بسیار نابخردانه بود. متن این نشست و توبه نامه وی هنوز در موزه مجلس شورای اسلامی موجود می باشد به طوری که بعدها خود بهاییان سعی در پنهان کردن آن سند تاریخی داشتند تا اینکه چندی بعد در میدان عمومی تبریز به فرمان امیر کبیر تیر باران شد. و جسدش به گفته بهاییان در کوه کرمل مشرف بر خلیج حیفا در اسرائیل مدفون گردید که در بین بهاییان به نام مقام اعلی معروف شده است .


رقه بهائیه منشعب از فرقه بابیه است و بنیان گذار آن میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله است. او از خانواده نجبا و اشراف ایران بود که نسب او به پادشاهان ساسانی می رسید. او از پیروان و مبلغان باب بود و برادر کوچکتری هم به نام میرزا یحیی (صبح ازل) داشت که ادعا می کرد طبق وصیت نامه باب جانشین اوست و از این رو پس از مرگ باب عده ای او را جانشین باب دانستند لکن به جهت سن کم میرزا حسینعلی زمام کارها را به دست گرفت.
از آنجا که باب به ظهور فردی پس از خود با مقام (من یظهر الله) نوید داده بود افراد زیادی ادعای چنین مقامی کردند که توسط بهاء الله و میرزا یحیی کشته شدند و از اینجا نزاع اصلی در میان بابیان آغاز شد. بابی هایی که ادعای حسینعلی را نپذیرفتند و بر جانشینی یحیی باقی ماندند ازلی نام گرفتند و پیروان حسینعلی (بهاء الله) بهائی خوانده شدند.

میرزا حسینعلی مقامات زیادی برای خود ادعا کرد که مهمترین آنها مقام الوهیت و ربوبیت بود. او همچنین ادعای شریعت جدیدی نمود و کتاب اقدس را نگاشت . مهمترین کتاب بهاء الله ایقان بود که در آخرین سالهاى تبعیدش در بغداد نوشته است . از بغداد هم به استانبول و از آنجا به ادرنه و بالاخره به عکا واقع در اسرائیل تبعید شد و برادر وی میرزا یحیی هم به قبرس تبعید گردید که هم اکنون نیز بعضی از پیروانش که به نام ازلی نام گرفتند در آنجا زندگی می کنند.


س از مرگ میرزا حسینعلی که در بهجی در شمال عکا رخ داد پسر بزرگش عباس افندی ملقب به عبدالبهاء جانشین وی شد. او سفرهای متعددی به اروپا و آمریکا کرد و در این سفرها با انگلستان رابطه نزدیکی پیدا کرد بطوری که لقب Sir را از دولت انگلستان دریافت کرد . پس از عبدالبهاء شوقی افندی فرزند ارشد دخترش بنا به وصیت وی جانشین او شد. او فارغ التحصیل دانشگاه بیروت و آکسفورد بود و نقش عمده ای در توسعه بهائیت داشت و نامبرده فرمان تاسیس بیت العدل اعظم را در سال 1963 صادر کرد. این مرکز در دامنه کوه کرمل قرار دارد و متشکل از یک هیئت 9 نفره است که هر پنج سال یکبار عوض می شوند و مرکز اداره امور بهائیان در سراسر جهان است. عبادتگاههای آنها به مشرق الاذکار معروف است. هرچند از نظر هندسى هریک از بناها با یکدیگر مختلف هستند ولى از لحاظ معمارى یک اصول کلى در آنها مراعات مىشود- همه داراى ۹ طرف و یک تالار مرکزى گنبد مانند هستند

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 11:7  توسط زاگرس ر  | 

همه مردم ایران که تهران نیستند؟

آقای موسوی؛ چهره بنی‌صدر را در شما می‌توان دید!

آقای موسوی؛
بازیچه شده‌ای؛ به مراتب بیشتر از چیزی که فکرش را می‌کردم.

تو که دم از قانون می‌زنی، چطور قانون رسیدگی به اختلافات انتخاباتی را قبول نداری؟
مگر تو بر اساس همین قانون، در انتخابات ثبت نام نکردی؟
اگر تو قانون را قبول نداری، پس چرا وارد این بازی شدی، تا پس از شکست و نه محکم و قاطع مردم به تو و جریان حامی‌ات، توسط عناصر تندرویی که دوره‌ات کرده‌اند و برخی معاندین نظام بازی بخوری!؟
چه زشت و چه حقیرانه با منافقین و رسانه‌های صهیونیستی هم‌صدا شده ای.

جواب خون بی‌گناهانی که به خاطر اقدامات غیر قانونی تو و برخی از طرفدارانت بر زمین ریخته را چگونه خواهی پرداخت؟
چوب خدا صدا ندارد و خود خدا نمی‌گذارد که خون بی‌گناهی که به زمین ریخته می‌شود پایمال گردد.
از خواب بیدار شوید آقای قانون‌مدار!!!

تشابهاتت با بنی‌صدر فراری و خائن، روز به روز بیشتر می‌شود و به تعبیری شفاف‌تر: چهره‌ی بنی‌صدر را در شما می‌توان دید! و با افتادن نقاب مظلومیت ساختگی‌ات، مردم بهتر و واضح تر به جوهره اصلی وجودیت پی خواهند برد، جوهره‌ای که عصاره‌هایی از آن را در بیانیه‌ها و اغتشاشات شب‌های تهران و برخی شهرها، به روشنی می‌توان مشاهده نمود.

از همان ابتدا مشخص بود که ظرفیت ورود به بازی‌های سیاسی و تحمل باخت در آن را نداری.
چشم تاریخ، عمل‌کرد سانسور مأبانه و حذفی‌ات در برابر منتقدانت را، در دوران نخست وزیری‌ات دیده است.
آن روزگار تمام شده آقای مهندس!

به دامان مردم برگرد؛
ایران فقط تهران نیست و ساکنان شهرها و روستاهای دیگر این کشور جزو همین ملتند.
مردمی که تو را نخواستند و این شد که نیامدی و حالا داری انتقام می‌گیری.

علاقمندان و دوست‌داران نظام و مقام معظم رهبری و اسلام و ایران، که قطره‌ای از دریایشان در نماز جمعه 29 خرداد دیده‌ای، امر به سکوت شده‌اند وگرنه با یک اشارت سفره خائن و خائنین و متجاوزین به قانون و حقوق مردم را برخواهند چید.
آنانی که مصداق این آیه از کلام نور هستند:

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا. احزاب آیه 23
در ميان مؤ منان مرداني هستند كه بر سر عهدي كه با خدا بستند صادقانه ايستاده‏اند، بعضي پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند) و بعضي ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود نداده‏اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 10:10  توسط زاگرس ر  | 

چه کسی میتواند انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را حدس بزند؟

انتخابات ریاست جمهوری دهم، حال مانند نطفه ای است که یکماه نیم دیگر متولد خواهد شد. خرداد ۸۸ از همکنون آبستن رخدادی است که هم ایرانیان و هم جهانیان، در انتظار زایش آن نشسته اند. پیش از این نیز در رابطه با این واقعه بزرگ تحت عنوان «جریان شناسی انتخابات دهم ریاست جمهوری» نوشته بودم. همچنان نیز معتقدم «انتخابات ریاست جمهوری در ایران، به مانند رویارویی با یک حادثه در مه است» اما با نزدیک شدن به زمان حادثه، گویی از غلظت این مه کاسته می شود.

صف بندی های انتخاباتی رفته رفته در حال شکل گیری است و هر جریان در پشت سر یک شخص به حمایت خواهد ایستاد. بی تردید در این میان جماعتی نیز مشتاق پیش بینی و گمانه زنی در ارتباط با نتیجه انتخابات هستند که من نیز از این گروه دور نیستم.

انتخابات دهم چه خواهد شد؟

مقدمه اول: باید توجه کرد، تحلیل انتخابات در مرحله اول و مرحله دوم ریاست جمهوری با یکدیگر متفاوت است. در دور دوم، رقبا به مصاف رئیس جمهوری می روند که چهارسال فرصت تبلیغ داشته است. حال اگر این رقیب دکتراحمدی نژاد باشد که با سفرهای استانی خود کوچه پس کوچه های دورافتاده ایران را نیز فتح کرده است، کار صعب تر خواهد بود. اگر نگوییم در «هدف» این سفرها گوشه چشمی به انتخابات بعد بوده است، اما میتوان گفت که در «اثر» چنین پیآمدی قطعی است.

مقدمه دوم: جمعی از شهروندان ایرانی به این تصمیم رسیده اند که رای ایشان برای انتخابات ریاست جمهوری آتی «محمود احمدی نژاد» است. آنکه سبب این تصمیم چیست؟ این گروه در چه طبقه تحصیلاتی هستند؟ افراد با چه فرهنگهایی به ایشان گرایش دارند و… مهم هست اما برای این پیش بینی تحلیلی موثر نیست.

مقدمه سوم: جمعی از شهروندان ایرانی نیز تصمیم قطعی دارند که آقای احمدی نژاد رای ندهند. اما به لحاظ شیوه انتخابات ایران، تا چند هفته مانده به انتخابات نمی توانند نامزدهای قطعی ریاست جمهوری را بشناسند. لذا این انتخاب صرفاً در حد «نه» به رئیس جمهوری فعلی است، بدون علم به آنکه «آری» نصیب چه کسی خواهد شد.

نتیجه: بی تردید در روز انتخابات، گروه ذکر شده در مقدمه دوم، آراء خود را با نام «محمود احمدی نژاد» به صندوق خواهند ریخت و آراء گروه مقدمه سوم در میان کاندیداهای احتمالی توزیع خواهد شد (براساس وضع موجود قابل پیش بینی است که ۲ کاندیدای اصول گرا، ۲ کاندیدای اصلاح طلب و ۱ کاندیدای تکنوکرات از حلقه شورای نگهبان عبور خواهند کرد. به عبارت دیگر آراء مخالفین دکتر احمدی نژاد تقسیم بر پنج خواهد شد). بنابراین آنچه تا اینجا قطعی است، عدم شکست آقای احمدی نژاد در مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری است.

چه باید کرد؟

با واقع نگری و پرهیز از هواخواهی در تحلیل، استنباط می گردد که پیروزی در انتخابات دهم، در برابر آقای احمدی نژاد تنها با دو روش ممکن خواهد بود. روش اول آن است که گروههای سیاسی بر روی یک کاندیدای معتدل و مرضی الطرفین ِ نسبی، متفق گردند. به عبارت دیگر «نسبتاً پیروز» بودن را به «مطلقاً شکست» خوردن ترجیح دهند.

از آنجایی که وفاق و پرهیز از مطلق گرایی در گروههای سیاسی ایران، اتفاق خارق العاده ای محسوب می گردد، میتوان راه فوق را رویایی دانست و راه دوم را برگزید. به این شیوه که مجموعه کاندیداهای رقیب در برابر آقای احمدی نژاد، بیش از ۵۰% کل آرا را کسب نمایند و در دور دوم انتخابات، همه در پشتیبانی از کاندیدای راه یافته به دور دوم صف آرایی نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 11:2  توسط زاگرس ر  | 

نامه نگاری آیت الله بیات و دکتر بشیرویه(استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران)

اعتماد: در پي مهاجرت دکتر حسين بشيريه به خارج از کشور، آيت الله بيات زنجاني نامه يي خطاب به او نوشت و متقابلاً دکتر بشيريه هم پاسخي را ارسال کرد. متن نامه نگاري هاي دو استاد حوزه و دانشگاه به اين شرح است؛

فرهيخته ارجمند جناب آقاي دکتر حسين بشيريه، دام عزه

سلام عليکم

با کمال تاسف شنيدم که ناگزير به ترک وطن و اقامت در کشوري ديگر شده ايد. از اين بابت سخت متاثر و اندوهگين شدم. در مورد خود شما که «عسي ان تکرهوا شيئاً و هïوî خîيرى لکïم»؛ اما بيش از همه به خسران عظيمي مي انديشم که از بابت مهاجرت انديشمنداني چون شما دامنگير حوزه ها، دانشگاه ها و جامعه علمي ما مي شود. پيوسته هم مسببان چنين وقايعي را در دل و زبان، نکوهش مي کنم. متاع شما آگاهي است و آگاهي، خود گواهي مي دهد . ضمن اعلام حمايت از تلاش هاي ارزشمند علمي حضرتعالي، لازم دانستم تا بدين وسيله مراتب تاثر عميق خود را از اين رويداد به استحضارتان برسانم. اميدوارم هرجا که هستيد، بر تجربيات علمي و معنوي خود بيفزاييد، بيشترين و بهترين استفاده را از اوقات عمر ببريد و روزي خبر حضور مجددتان را در مراکز علمي داخل بشنوم.

قم، 3 دي 1386 ، 13 ذيحجه 1428- آيت الله بيات

پاسخ دکتر بشيريه

حضرت آيت الله بيات

با سلام و احترام

نامه محبت آميز و بزرگوارانه جنابعالي را دريافت نمودم و بدين وسيله وظيفه خود مي دانم مراتب سپاس و تقدير خويش را از الطاف آن دانشمند فرزانه بيان نمايم. البته اينجانب مايل به خدمت در ايران بوده و هستم و همان طور که مستحضريد در دو برهه حساس، يکي در زمان جنگ و ديگري در چند ماه پيش و در جريان ايراد اتهام دولت به چند نفر از مقيمان خارج از کشور به رغم امکان ماندن در خارج از کشور با شرايط به مراتب بهتر نسبت به ايران به ميهن بازگشتم و اين جز به دليل عشق و علاقه قلبي من و خانواده ام به خاک پاک ايران نبوده و نيست. اما در بدو ورود و به رغم اصرار مسوولان دانشگاه به بازگشت با تصميم به اخراج از دانشگاهي مواجه شدم که عشق و انرژي خود را مصروف آن نموده بودم و ماواي ديگري جز آن نگزيده بودم. به اين ترتيب و با توجه به اينکه بيش از يک سال هم مي گذشت که دانشگاه به رغم اطلاع از بيماري قلبي من حقوق مرا به کلي قطع نموده بود، چاره يي جز جلاي وطن نداشتم و لذا با بي ميلي موقتاً دست به اقدامي زدم که خود و خانواده ام از آن ابا داشتيم اما گويا تقدير چنين بود. به هر حال اکنون نيز به رغم آنکه امکانات پژوهشي کافي در ايران مهيا نيست همچنان مايلم که به دانشگاه تهران بازگردم و اگر چيزي دارم نثار ميهن و هم ميهنان خود کنم. اکنون اميد اينجانب که در شرايط فعلي بيشتر به آر

اعتماد: در پي مهاجرت دکتر حسين بشيريه به خارج از کشور، آيت الله بيات زنجاني نامه يي خطاب به او نوشت و متقابلاً دکتر بشيريه هم پاسخي را ارسال کرد. متن نامه نگاري هاي دو استاد حوزه و دانشگاه به اين شرح است؛

فرهيخته ارجمند جناب آقاي دکتر حسين بشيريه، دام عزه

سلام عليکم

با کمال تاسف شنيدم که ناگزير به ترک وطن و اقامت در کشوري ديگر شده ايد. از اين بابت سخت متاثر و اندوهگين شدم. در مورد خود شما که «عسي ان تکرهوا شيئاً و هïوî خîيرى لکïم»؛ اما بيش از همه به خسران عظيمي مي انديشم که از بابت مهاجرت انديشمنداني چون شما دامنگير حوزه ها، دانشگاه ها و جامعه علمي ما مي شود. پيوسته هم مسببان چنين وقايعي را در دل و زبان، نکوهش مي کنم. متاع شما آگاهي است و آگاهي، خود گواهي مي دهد . ضمن اعلام حمايت از تلاش هاي ارزشمند علمي حضرتعالي، لازم دانستم تا بدين وسيله مراتب تاثر عميق خود را از اين رويداد به استحضارتان برسانم. اميدوارم هرجا که هستيد، بر تجربيات علمي و معنوي خود بيفزاييد، بيشترين و بهترين استفاده را از اوقات عمر ببريد و روزي خبر حضور مجددتان را در مراکز علمي داخل بشنوم.

قم، 3 دي 1386 ، 13 ذيحجه 1428- آيت الله بيات

پاسخ دکتر بشيريه

حضرت آيت الله بيات

با سلام و احترام

نامه محبت آميز و بزرگوارانه جنابعالي را دريافت نمودم و بدين وسيله وظيفه خود مي دانم مراتب سپاس و تقدير خويش را از الطاف آن دانشمند فرزانه بيان نمايم. البته اينجانب مايل به خدمت در ايران بوده و هستم و همان طور که مستحضريد در دو برهه حساس، يکي در زمان جنگ و ديگري در چند ماه پيش و در جريان ايراد اتهام دولت به چند نفر از مقيمان خارج از کشور به رغم امکان ماندن در خارج از کشور با شرايط به مراتب بهتر نسبت به ايران به ميهن بازگشتم و اين جز به دليل عشق و علاقه قلبي من و خانواده ام به خاک پاک ايران نبوده و نيست. اما در بدو ورود و به رغم اصرار مسوولان دانشگاه به بازگشت با تصميم به اخراج از دانشگاهي مواجه شدم که عشق و انرژي خود را مصروف آن نموده بودم و ماواي ديگري جز آن نگزيده بودم. به اين ترتيب و با توجه به اينکه بيش از يک سال هم مي گذشت که دانشگاه به رغم اطلاع از بيماري قلبي من حقوق مرا به کلي قطع نموده بود، چاره يي جز جلاي وطن نداشتم و لذا با بي ميلي موقتاً دست به اقدامي زدم که خود و خانواده ام از آن ابا داشتيم اما گويا تقدير چنين بود. به هر حال اکنون نيز به رغم آنکه امکانات پژوهشي کافي در ايران مهيا نيست همچنان مايلم که به دانشگاه تهران بازگردم و اگر چيزي دارم نثار ميهن و هم ميهنان خود کنم. اکنون اميد اينجانب که در شرايط فعلي بيشتر به آرزو مي ماند اين است که ابرهاي تيره از قلمرو دانشگاه و حوزه کنار روند و بار ديگر آفتاب روشن پرده از رخ برگشايد و تنگناهايي کهتحقيقات مستقل و پژوهش هاي اصيل هموار گردد. در پايان بار ديگر از الطاف آن عالم بزرگوار کمال تشکر و امتنان را دارم و اميدوار ديدار جنابعالي در ميهن عزيز هستم.

با تجديد احترام، حس براي اهل علم چه در حوزه و چه در دانشگاه ايجاد شده مرتفع شود و راه ين بشيريه

زو مي ماند اين است که ابرهاي تيره از قلمرو دانشگاه و حوزه کنار روند و بار ديگر آفتاب روشن پرده از رخ برگشايد و تنگناهايي که براي اهل علم چه در حوزه و چه در دانشگاه ايجاد شده مرتفع شود و راه تحقيقات مستقل و پژوهش هاي اصيل هموار گردد. در پايان بار ديگر از الطاف آن عالم بزرگوار کمال تشکر و امتنان را دارم و اميدوار ديدار جنابعالي در ميهن عزيز هستم.

با تجديد احترام، حسين بشيريه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 16:33  توسط زاگرس ر  | 

دهلران توانمند اما ناشناخته

درفاصله  300کيلومتري جنوب شهر ايلام مرکز استان شهرستان مرزي و گرمسيري به نام دهلران واقع است که با کشور عراق هم مرز است. اين شهرستان گرمسيري با  60هزار نفر جمعيت شيعه و خونگرم يکي از مهمترين مناطق زرخيز استان ايلام محسوب مي شود زيرا هم از نظر اراضي کشاورزي و هم منابع زير زميني داراي ارزش اقتصادي زيادي است. به عقيده کارشناسان اقتصادي، شهرستان دهلران با منابع و ذخاير عظيم رو زميني و زيرزميني، مجموعه اي از توانمنديهاست که با سرمايه گذاري کلان و رفع موانع موجود در مسير توسعه، مي توان آن را به جايگاه واقعي خود رساند. شهرستان مرزي دهلران در جوار مرز عراق قرار دارد و ساختار جمعيتي آن متشکل اقوام لر، عرب و کرد است. منابع غني نفت اين شهرستان که اوايل قرن بيستم کشف شده، ساليان مديدي دست نخورده باقي ماند تا اين که نخستين بار يک گروه لرزه نگاري شرکت بين المللي نفتي "هيدرو زاگرس" از کشور نروژ در سال  80عمليات اکتشاف نفت را در اين منطقه آغاز کرد. مسوولان اين شرکت فرامليتي از مقدار ذخاير منطقه که در گستره اي به مساحت يک هزارکيلومتر از دهلران و "موسيان" تا "چنگوله" مهران امتداد دارد اطلاع دقيقي ندارند اما همه پيش بينيها از وجود ذخاير عظيم نفتي و گازي حکايت دارد. مطالعات انجام شده نشان مي دهد، با بهره برداري از چاه هاي نفت منطقه، روزانه امکان انتقال  50هزار بشکه نفت از دهلران به استان خوزستان براي صادرات وجود دارد. آمار و ارقام موجود بيانگر اين واقعيت است که  5/2درصد از ذخاير نفتي مناطق خشک کشور در استان ايلام واقع است که بخش عمده آن به ترتيب مربوط به شهرستانهاي دهلران و مهران است. درحوزه آب و خاک دهلران با  200هزار هکتار زمين کشاورزي، دارا بودن 22 درصد اراضي کشاورزي استان را با ميزان توليد سالانه  90هزار تن گندم و انواع محصولات صيفي، از قطبهاي مهم کشاورزي استان ايلام محسوب مي شود. طرح انتقال آب از سد کرخه به اراضي شهرستان دهلران بعنوان بزرگترين طرح شبکه آبياري و زهکشي در غرب کشور تحول چشمگيري در کشاورزي استان و منطقه ايجاد کند. پيش بيني مي شود با بهره برداري ازطرح تونل انتقال آب کرخه به دشت عباس و ديگر طرحهاي مهار آب در ساير شهرستانها، سطح اراضي زير کشت آبي استان  100درصد افزايش پيدا کند. طرح آبياري و زهکشي دشت عباس که از مصوبات رياست جمهوري به شهرستان دهلران است، هم اکنون به طور جدي دنبال مي شود. اهداف طرح زهکشي و شبکه آبياري شامل کانال اصلي، خطوط لوله، شبکه هاي فرعي آبياري تحت فشار مزارع و شبکه هاي سطحي توزيع آب در اراضي آبخور تونل دشت عباس مهمترين هدف اين طرح است که مورد توجه قرار گرفته است. پيش بيني مي شود پس از اجراي اين طرح اثرات اجتماعي و اقتصادي شامل افزايش توليدات کشاورزي پس از تامين آب مورد نياز اراضي، ثبات و امنيت اقتصادي از طريق درآمد مطمين براي بهره برداران کشاورزي حاصل شود. همچنين، توازن اقتصادي از طريق توزيع منابع درآمد ميان ساکنان منطقه مناطق همجوار و خود اتکايي اقتصادي با افزايش توليدات اساسي و استراتژيک و کمک به صرفه جويي و استحصال درآمدزايي از ديگر مزاياي اجراي اين طرح است. دهلران داراي غني ترين معادن غيرفلزي کشور است، کارخانه سه هزار تني سيمان دهلران که عمليات احداث آن در حال اجراست و کارخانه گچ دهلران که اواسط سال گذشته باحضور رئيس مجلس شوراي اسلامي به بهره برداري رسيد گواه اين مدعا است. همه اين توانمنديها، دهلران را در جايگاهي قرار داده که با بهره برداري صحيح و بهبود راههاي ارتباطي اين شهرستان به مرکزاستان و ساير شهرستانها و استان خوزستان مي تواند يکي از تاثيرگذارترين شهرستانها در روند توسعه سريع و پايدار منطقه باشد. اينک استان ايلام با دوهزار کيلومتر راه اصلي وفرعي درجاده هاي خود داراي حدود  100نقطه حادثه خيز است که بسياري از آنها در محور ايلام به دهلران و دهلران به خوزستان و دهلران به زرين آباد واقع است. فرماندار دهلران راه ارتباطي اين شهرستان را به مرکز استان و استانهاي همجوار را فاقد مشخصات يک راه اصلي دانست وگفت: براي احداث وتوسعه راههاي دهلران لحاظ شدن اعتبارات ملي امري ضروري و اجتناب ناپذير است. "نعمت الله صفري" افزود: شهرستان دهلران با پتانسيلهاي بالقوه در زمينه آب و خاک، نفت و گاز، کشاورزي، معادن غني سيمان و گچ مجموعه اي از توانمنديها بالقوه است که بايد به فعل در آيد. وي گفت: متاسفانه در بعضي از بخشها، زير ساختهاي مناسب براي کمک به توسعه، توليد و افزايش درآمد ملي ايجاد نشده که از مهمترين آنها راههاي ارتباطي است. وي افزود: اگر با برنامه ريزي صحيح و نظارت مستمر و موثر پروژه ها تا مرحله بهره برداري پيگيري شود گام موثري در اين شهرستان در راستاي تحقق بيانات مقام معظم رهبري جهت خدمت رساني به مردم برداشته شده است. در مجموع مي توان گفت: شهرستان مرزي دهلران با مساحت شش هزار و 229 کيلومتر مربع با بيش از يک سوم مساحت استان با داشتن منابع و استعدادهاي خدادادي در بخش آب و خاک و دشت هاي وسيع شرايط لازم جهت جذب سرمايگذاران داخلي و خارجي را دارد. در اين راستا اقداماتي از جمله احداث کارخانه سيمان، بلبرينگ سازي، فولاد، اسيد سولفوريک، کارخانه آجرپزي، سيلوي ذخيره گندم و کارخانه رب گوجه سازي صورت گرفته است. شهرستان مرزي دهلران با داشتن قابليتهاي احداث دو سد مخزني دويرج و ميمه، وجود عرصه هاي مناسب طبيعي جنگل و مراتع، منابع آب رودخانه هاي دايمي و فصلي و سفره هاي زير زميني براي کشت و احيا اراضي، وجود دشتهاي هموار و حاصلخيز و امکان کاشت و برداشت محصولات مختلف از ديگر قابليتهاي اين شهرستان است. ارتباط مناسب با جنوب و بازارهاي کشورهاي خليج فارس، همجواري با مرز وجود بازارچه هاي مرزي و وجود چشمه هاي آبگرم و قير و خفاش و آثار باستاني متناسب براي جذب تجار و گردشگران و صنايع دستي است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 18:38  توسط زاگرس ر  | 

ّّّّتاریخچه حماس

 

  جنبش مقاومت اسلامی حماس در سال 1987 توسط شیخ «احمد» یاسین پایه گذاری شد. ایدئولوژی حماس ریشه در اخوان المسلمین مصر دارد. در سال 1973، یاسین ابتدا «الجماعه الاسلامی» را برای همكاری با فعالیت های سیاسی اخوان المسلمین در غزه پی ریزی كرد.محاصره ظالمانه نوار غزه از سوی رژیم صهیونیستی كه با چراغ سبز جرج بوش رئیس جمهور آمریكا در سفر اخیر خود به منطقه خاورمیانه صورت گرفت نشان داد كه باریكه غزه همواره برای اسرائیل، منطقه ای دردسرساز بوده است، خروج از غزه در زمان شارون یكی از نشانه های عجز این رژیم در منطقه بود.
دلیل عمده این مسئله وجود پایگاه بسیار قوی و مهم حماس در غزه است كه امنیت رژیم صهیونیستی را مورد تهدید قرار داده و این رژیم را با استیصال و درماندگی مواجه كرده است، به نحوی كه ساكنان شهرك های یهودی در فلسطین اشغالی از ترس موشك های قسام آرام و قرار ندارند و راه مهاجرت را در پیش گرفته و از مقامات تل آویو خواسته اند هرچه سریع تر برای مقابله با حملات فلسطینی ها راه چاره ای بیندیشند.
به همین دلیل رژیم صهیونیستی نیز روز به روز بر عمق جنایات خود نسبت به این منطقه می افزاید و در تازه ترین اقدام غیرانسانی نوار غزه را محاصره و راه ورود غذا، دارو، سوخت و... را به این منطقه مسدود كرده است. جنایات رژیم صهیونیستی در حالی به وقوع می پیوندد كه جهان عرب در سكوت كامل به سر می برد و برای كمك به مردم مظلوم فلسطین اقدامی نمی كند.
در این راستا تنها جنبش حماس است كه قهرمانانه با امكانات كم خود از سرزمین و مردم این منطقه دفاع می كند. هدف از چاپ این مقاله آشنایی مختصر با تشكیل و مبارزات جنبش مقاومت است.
سرویس خارجی
جنبش مقاومت اسلامی حماس در سال 1987 توسط شیخ «احمد» یاسین پایه گذاری شد. ایدئولوژی حماس ریشه در اخوان المسلمین مصر دارد. در سال 1973، یاسین ابتدا «الجماعه الاسلامی» را برای همكاری با فعالیت های سیاسی اخوان المسلمین در غزه پی ریزی كرد.
وی سپس جنبش حماس را به عنوان بازوی سیاسی و منطقه ای اخوان المسلمین در دسامبر 1987 به دنبال آغاز انتفاضه اول در سرزمین های اشغالی بنیان نهاد. عمده شهرت حماس بیشتر به دلیل انجام حملات شهادت طلبانه علیه اهداف و نیروهای اسرائیلی است.
این جنبش ابتدا دنباله رو مدل اخوان المسلمین بود به این معنا كه به عنوان یك «نهاد رفاه اجتماعی» عمل می كرد هر چند درحال حاضر، همچنان به فعالیت های رفاهی و اجتماعی خود ادامه می دهد، اما با وارد شدن به فاز مسلحانه بیشتر فعالیت خود را در حوزه مبارزه با اسرائیل متمركز ساخت.
حماس، ستیز اعراب- اسرائیل را به مثابه ستیز اسلام و یهودیت تلقی می كند كه تنها با نابودی اسرائیل می توان این ستیز را حل و فصل كرد.
نگرش ها، باورها و منشور حماس
برخی بر این باورند كه دو نگرش حماس «ناسیونالیسم فلسطینی» و «بنیادگرایی اسلامی» درهم آمیخته است. این گروه خود را به «نابودی اسرائیل»، «هویت صهیونیستی» و «جایگزینی حكومت خودگردان فلسطین با یك دولت اسلامی» و «افراشتن بیرق الله در وجب به وجب خاك فلسطین» متعهد می داند. این جنبش فلسطین را سرزمین اسلامی می داند كه از سوی غیرمسلمانان به اشغال درآمده است.
حماس، «جهاد» را تنها راه حل مسئله فلسطین و خارج ساختن فلسطین از كنترل اسرائیل را وظیفه مذهبی تمام مسلمانان می داند. حماس، برخلاف سازمان آزادیبخش فلسطین كه در سال 1988 اسرائیل را به رسمیت شناخت، نه تنها مخالف مشروعیت این رژیم است بلكه خواهان نابودی آن و مخالف ماهیت وجودی اسرائیل است.
حماس معتقد به تشكیل دولتی اسلامی و پیاده ساختن تمام ابعاد اسلام و تمام جوانب زندگی است.
جنبش مقاومت همچنین علاوه بر اینكه مقاومت را وظیفه یك یك مسلمین می داند، معتقد به نقش های انقلابی برای تمام افراد جامعه اعم از زن و مرد، معلم و دانشجو و غیره است.
فعالیت ها و اقدامات رفاهی حماس
از جمله دلایل معروفیت و حسن شهرت حماس در فلسطین اقدامات رفاهی و خدمات اجتماعی است كه ارائه می دهد. حماس از بدو تأسیس خود در سال 1987، اقدامات گسترده اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی انجام داده است.
از جمله آنها می توان به ساخت مدارس و بیمارستان ها اشاره كرد. بخشی از بودجه سالانه تقریبا 70 میلیون دلاری حماس صرف اقدامات ذیل می شود: بسط شبكه خدمات اجتماعی، اجرای برنامه های آموزشی و رفاهی، تأمین مدارس و یتیم خانه ها و مساجد، كلینیك های بهداشتی، مكان های اطعام فقرا و مكان های ورزشی؛ چنان كه یك دانشمند یهودی به نام «روون پاز» معتقد است: «تقریبا 90درصد كار جنبش مقاومت در فعالیت های اجتماعی، رفاهی، فرهنگی و آموزشی خلاصه می شود.»
درواقع، با فراهم آوردن این اقدامات و فعالیت هاست كه حماس موفق شده تا در میان مردم محبوبیت كسب كرده و وفاداری سیاسی مردم را به دست آورد. این جنبش همچنین كمك های مالی و بورسیه به دانشجویانی می دهد كه خواهان ادامه تحصیل در عربستان یا غرب هستند.
افزون بر این، حماس خدمات بهداشتی و درمان پزشكی ارزان یا رایگان را به مردم ارائه می دهد. این گروه همچنین موسسه های خیریه اسلامی، كتابخانه ها و مراكز آموزش برای زنان می سازد. ضمن اینكه توانسته در زمینه ساخت كودكستان ها و شیرخوارگاه ها فعالیت هایی انجام داده و مدارس مذهبی ای را تأسیس كند كه غذای رایگان به كودكان می دهد.
نگرش رهبران حماس به اسرائیل
برخی رهبران و سران حماس خواهان «محو و نابودی اسرائیل» هستند. پس از پیروزی حماس در انتخابات 25 ژانویه 2006 یكی از رهبران حماس به نام «محمود الزهار» در مصاحبه ای با تلویزیون المنار درخواست های خارجی مبنی بر شناسایی حق موجودیت اسرائیل را رد كرد.
پس از تشكیل دولت از سوی حماس، دكتر الزهار اظهار داشت: «آرزو دارم نقشه جهان را روزی بر دیوار خانه ام بیاویزم كه در آن نامی از اسرائیل نباشد... امیدوارم كه آرزوی ما برای تشكیل دولت مستقل فلسطینی كه شامل تمام مرزهای تاریخی فلسطین است، به حقیقت بپیوندد. من به این امر معتقدم كه روزی دولت فلسطین تشكیل خواهد شد و جایی برای دولت اسرائیل در این سرزمین نخواهد بود.»
وی در دیدگاه خود كه ادامه استراتژی حماس مبنی بر به رسمیت نشناختن اسرائیل است، می گوید:«این احتمال وجود دارد كه با تشكیل دولت اسلامی فلسطین تمام یهودیان، مسیحیان و مسلمانان در كنار هم و در لوای یك دولت اسلامی زندگی كنند.» الزهار در ادامه مصاحبه با المنار می افزاید:«فلسطینیان از یهودیان هیچ تنفری ندارند و ما تنها با اشغال سرزمین مان از سوی اسرائیل مخالفیم.»
شیخ ا حمد یاسین پیش از ترور از سوی جوخه های مرگ اسرائیل در سخنانی گفت كه سال 2027، سال نابودی اسرائیل است. حتی «عبدالعزیز رنتیسی» نیز فراتر رفته و گفت: ما خواهان حذف اسرائیل از روی نقشه هستیم. رنتیسی همچنین در ادامه سخنان خود افزود: هولوكاست یك موضوع نازی- صهیونیستی است با هدف ترغیب یهودیان به مهاجرت به اسرائیل.
«خالد مشعل»، رئیس دفتر سیاسی حماس نیز ابراز داشت: حماس تنها زمانی نزاع مسلحانه با اسرائیل را ترك می كند كه این رژیم به مرزهای سال 1967 خود بازگردد و از سرزمین های فلسطینی عقب نشینی كرده و «حق بازگشت فلسطینیان » را بپذیرد.
منشور حماس
منشور 36 ماده ای حماس در سال 1988 تصویب شد. هدف آن «افراشتن بیرق الله در تمام خاك فلسطین» و تاسیس حكومت اسلامی است.
در این منشور، شعار حماس اینگونه بیان شده است:«خداوند هدف ما، پیامبر مدل ما و قرآن قانون ماست؛ جهاد راه ما و مرگ در راه خدا والاترین آرزوی ماست.» همچنین در این منشور هدف حماس «حمایت از منكوب شدگان، اجرای عدالت و مبارزه با بی عدالتی» بیان شده است.
حماس بر این باور است كه فلسطین سرزمینی است كه تا روز قیامت برای نسل آینده مسلمانان نهاده شده است. جنبش مقاومت اسلامی، جنبش فلسطینی متمایزی است كه تنها به «الله» وفادار و شیوه زندگی اش نیز مبتنی بر اسلام است.
ما می كوشیم تا بیرق الله را در تمام فلسطین برافرازیم تا پیروان تمام ادیان بتوانند در ذیل حكومت اسلام در همزیستی مسالمت آمیز و در صلح و امنیت با یكدیگر به حیات خود ادامه دهند.
جنبش مقاومت اسلامی بر این باور است كه سرزمین فلسطین، وقفی اسلامی است كه تا روز رستاخیز برای نسل های آینده مسلمین به ودیعه گذاشته شده است. هیچ بخشی از آن نباید به دیگری واگذار شود.
رهبران اصلی حماس
حماس دارای دو جناح سیاسی و نظامی است اما تمایزی میان این دو جناح ظاهرا آسان نیست. ارزیابی ساختار رهبری حماس كمی دشوار است اما می توان رهبران آن را به این ترتیب نام برد:
خالد مشعل:
وی در سال 1956 در اراضی غربی متولد و در رشته فیزیك از دانشگاه كویت فارغ التحصیل شد. او در كویت «رهبر جنبش اسلامی دانش آموختگان فلسطینی» بود. می توان مشعل را رهبر حماس نامید.
وی در دمشق ساكن است جایی كه او از دهه 1990 در تبعید به سر می برد.
اسماعیل هنیه:
هنیه كه دهه 40 عمر خود را می گذراند از دانش آموختگان دانشگاه اسلامی غزه در رشته ادبیات عرب است. هنیه از جمله كسانی است كه به همراه چند چهره معروف دیگر در اوایل دهه 1990 به لبنان تبعید شد. او دارای رویكردی متعادل و آرام است، اما برخی بر این باورند كه این تاكتیكی بیش نیست.
موسی ابومرزوق:
وی كه در سال 1951 در غزه متولد شد، دكترای خود را در رشته مهندسی صنعتی در ایالات متحده اخذ كرد. ابومرزوق معاون رهبر سیاسی حماس است و در سوریه مستقر است. سال ها در آمریكا و اردن زیست و در نهایت در سال 2004 دادگاهی در آمریكا او را به طور غیابی محاكمه و اخراج كرد. دادگاه مدعی بود كه وی از فعالیت های حماس، حمایت مالی می كند.
محمود الزهار:
در غزه متولد و در قاهره پزشكی خواند. وی یكی از اعضای بنیان گذار حماس است. او رهبر فراكسیون حماس در پارلمان است.
عزیز دوبك:
در 1948 متولد و در دانشگاه پنسیلوانیا به درجه دكترا رسید. در سال 1992 به لبنان تبعید و سخنگوی اخراج شدگان لبنان شد.
شیخ حسن یوسف:
دهه 50 عمر خود را می گذراند و از سال 2001 به بعد مسئول حماس در اراضی غربی بود و اكنون در زندان اسرائیل است. برخی بر این باورند كه اگر وی آزاد شود، میانه روی وارد سیستم حماس خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 20 دی1387ساعت 17:1  توسط زاگرس ر  | 

زندگینامه مهندس مهدی بازرگان


مهدي بازرگان در سال ۱۲۸۶ هجري شمسي در تهران متولد شد. پدرش مرحوم حاج عباسقلي بازرگان (تبريزي)، از تجار ديندار و روشنفكر و سرشناس زمانش بود، كه عليرغم استبداد رضا شاهي، در پايه گذاري برخي فعاليتهاي ديني و اجتماعي، با همكاري مرحوم سيد ابوالحسن طالقاني (پدر آيت الله طالقاني) نقش مؤثري داشت و در دوران نهضت ملّي نيز، در ائتلاف نيروها و جلب حمايت روحانيون و بازاريان نسبت به دكتر مصدق كوشش فراوان نمود.
مهدي بازرگان، تحصيلات ابتدائي خود را در مدرسه سلطاني و دوره متوسطه را در دارالمعلمين مركزي كه از اولين مدارس به سبك جديد بود بپايان رسانيد. او در سال ۱۳۰۶ شمسي، بهمراه گروه محصلين ممتاز اعزامي دولت، به كشور فرانسه رفت و بمدت هفت سال در آن ديار اقامت نمود. بازرگان در ميان دانشجويان اعزامي، اولين ايراني بود كه پس از گذراندن دوران مقدماتي و قبولي در كنكور سراسري وارد تحصيلات عالي در خارج از كشور ميشد، و بخاطر همين موفقيت، مورد تشويق وزير فرهنگ وقت ( مرحوم مرآت) قرار گرفت. نامبرده، علاوه بر اشتغالات درسي در آن دوران، به تحقيق و تتبع در مباني اعتقادي خود كه متأثر از تعليم پدر و تفسير مرحوم ميرزا ابوالحسن خان فروغي در دوران دبيرستان بود، ادامه ميداد و بهمراه مرحوم دكتر يدالله سحابي و مرحوم دكتر محمد قريب، تلاشهايي در اين زمينه مينمود.

بازرگان بعد از خاتمه تحصيلات در سال ۱۳۱۳ شمسي به ايران بازگشت و پس از انجام خدمت وظيفه، در سال ۱۳۱۵ به عنوان اولين دانشيار در دانشكده فني تهران مشغول بكار شد، و در دو دوره متوالي، رياست دانشكده فني را بعهده داشت. او در سال ۱۳۲۹، در جريان مبارزات نهضت ملي، براي خلع يد از دولت انگليس و ملي كردن نفت، از طرف دكتر محمد مصدق به مديريت عامل شركت نفت برگزيده شد، و بهمراه هيأت منتخب دولت به آبادان رفت و با حمايت مردم و همت مهندسين و متخصصين موفق به اداره صنعت عظيم نفت، پس از اخراج بيگانگان گرديد.

بازرگان پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، و تصاحب مجدد صنعت نفت توسط كنسرسيوم بين المللي، سرپرستي سازمان آب را بعهده گرفت و براي نخستين بار موفق به احداث شبكه لوله كشي آب تهران گرديد. با اينحال، بخاطر امضاي نامه اعتراض آميز عليه انتخابات غير قانوني مجلس از خدمات دولتي كنار گذاشته شد. بازرگان پس از اين، ديگر امكان خدمات دولتي تا قبول پست نخست وزيري پس از انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را نيافت و همواره در بخش خصوصي امرار معاش ميكرد.

فعاليتهاي ديني بازرگان كه مقدم بر فعاليتهاي سياسي اش بود، از همان اوان تدريس در دانشگاه و تماس با دانشجويان از طريق مشاركت در تأسيس انجمنهاي اسلامي دانشجويان و معلمين ( و بعدها مهندسين و پزشكان) و سخنرانيهاي متعدد در مجالس و محافل مذهبي و علمي شروع گرديد. سخنرانيهايي كه عمدتاً بصورت جزوه يا كتاب بچاپ ميرسيد و در خلأ اعتقادي آن دوران و در برابر تبليغات حزب توده، نقش مؤثري ايفا مينمود. بهمراه اين تلاشهاي اعتقادى، از نظر اجتماعي و سياسي نيز، بازرگان بيكار نمي نشست و به مناسبتهاي مختلف، سخنرانيهاي پرشوري در جمع دانشجويان يا در محافل سياسي همچون حزب ايران، كه نطفه اوليه جبهه ملي و اولين تشكل ملي قشر تحصيلكرده بود، ايراد مينمود. با اينحال هنوز موافق بازي جوانان با سياست و دخالت دانشگاهيان در كارهاي سياسي نبود. تا وقتي روند مسائل مملكتي نشان داد كه در شرايط استبداد و اختناق، چاره اي جز خروج از محدوده هاي شغلي باقي نميماند.

بازرگان پس از آنكه بخاطر اعتراض عليه انتخابات غير قانوني مجلس در بهمن ماه ۱۳۲۲ از فعاليتهاي دولتي كنار گذاشته شد، در همان روزهاي نخست وقوع كودتا، در تشكيل نهضت مقاومت ملي مشاركت نمود، و در آذر ماه همان سال بدليل نوشتن نامه اعتراض آميز به كميسيون نفت مجلس بخاطر قرارداد خيانت بار با كنسرسيوم نفت، بهمراه ده نفر استاد امضإ كننده ديگر از دانشگاه اخراج گرديد، و سال بعد پس از كشف چاپخانه مخفي نهضت بهمراه برخي فعالين، بازداشت و بمدت ۸ ماه در زندان لشكر ۲ زرهي محبوس گرديد. و در همين زندان بود كه كتاب عشق و پرستش يا ترموديناميك انسان را به رشته تحرير در آورد. بازرگان در تشكيل جبهه ملي دوم و مبارزات قانوني عليه انتخابات فرمايشي مجلس فعاليت مؤثر داشت و در بهار سال ۱۳۴۰ در شرايط ويژه اي كه حاصل شده بود، تشكيلات نهضت آزادي ايران را كه تجديد حياتي از نهضت مقاومت ملي با ائتلاف نيروهاي ملي و مذهبي جديد، همچون مرحومين محمود طالقاني و زنجاني بود، پايه گذاري كرد و در بهمن همانسال بازداشت و پس از محاكمه طولاني در سال ۱۳۲۴ به ده سال زندان محكوم گرديد.

بازرگان در سال ۱۳۴۶، پس از پنج سال اسارت و تبعيد به برازجان آزاد گرديد و به فعاليتهاي علمي، اجتماعي و ديني خود ادامه داد. از جمله در تشكيل كميسيون ايراني دفاع از حقوق بشر و زندانيان سياسي نقش مؤثري داشت، و در ائتلاف نيروها و جهت دهي به مبارزات عليه رژيم استبدادي فعاليت مينمود.

در جريان انقلاب ۱۳۵۷، يك هفته قبل از پيروزي انقلاب، بازرگان به نخست وزيري دولت مؤقت انقلاب برگزيده شد و بمدت ۹ ماه سكان كشتي طوفان زده دولت را بدست داشت. پس از استعفا نيز در شوراي انقلاب همكاري داشت و تلاش ميكرد از انحراف انقلاب جلوگيري نمايد. در اولين انتخابات مجلس، بازرگان با رأي سنگين به نمايندگي مردم تهران برگزيده شد و در فراكسيون اقليت، بهمراه نمايدگاني ديگر، مخالفتهايي را عليه مواضعي كه آنها را آفت انقلاب ميدانست، ابراز مينمود. بازرگان در خارج مجلس از طريق فعاليت در نهضت آزادي و نوشتن مقاله در روزنامه ميزان و سخنراني در محافل اجتماعي و نوشتن نامه هاي سرگشاده به مقامات مملكتي ميكوشيد در برابر انحصارگري و انحراف از اهداف اوليه انقلاب اعتراض نمايد و در همين راستا باتفاق جمعي از نيروهاي ملي و مذهبي غير وابسته به حاكميت جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت ايران را پايه گذاري كرد و در انتقاد به حاكمان و ايفاي فريضه امر به معروف و نهي از منكر تلاش فراوان نمود. بطور كلي بازرگان در عين اعتقاد به اسلام و آرمانهاي اصيل انقلاب، بعضأ مواضعي مخالف عملكرد حاكمان و متوليان انقلاب داشته است.

بازرگان در نيم قرن گذشته، همواره در صحنه تحقيق و تتبع و تأليف و سخنرانيهاي ديني و سياسي فعال بوده و آثار فراواني بجاي گذاشته است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 20:24  توسط زاگرس ر  | 

آيا پيشينه تاريخي استان ايلام بيش از 3000 سال است؟

  ارسال به پست الكترونيك نسخه آماده چاپ
   

قبل از هر چیز لازم به توضیح است که تمدن غنی عیلام به هیچ وجه شامل شهر ایلام کنونی نمی شود.چرا که به لطف خان بزرگ سلیورزی حسین قلی خان دهوالاحسین آبادوبعد ایلام شد

استان ایلام در غرب کشور با گسترشی بیش از 19044 کیلومتر مربع و تقریباً2/1 درصد از وسعت کشور ومیان 31 درجه و 58 دقیقه تا 34 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 45 درجه و 24 دقیقه تا 48 درجه و 10 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد و جمعیت این استان بیش از 500 هزار نفر می باشد بزرگترین شهرستان این استان دهلران است که حدود یک سوم مساحت استان را به خود اختصاص داده و قطب اول کشاورزی نفت و گاز و صنعت استان است.این استان از سوی شمال به استان کرمانشاه و از جنوب به استان خوزستان و کشور عراق (430 کیلومتر مرز مشترک با عراق)و از مشرق به استان لرستان محدود می شود.از جمعیت ۵۰۰ هزاری ایلام حدود۵۵/. جمعیت استان کرد۲۵/.لر و ۱۵/. لک و ۵/. عرب می باشند
چهره تاریخی استان ایلام تا چند ده پیش شناخته نشده بود ولی از آن پس در نتیجه کشفیات و بررسی های باستانشناختی که در شوش(پایتخت عیلام باستان)،دهلران،موسیان،دره شهر،هلیلان،ایوان و مهران و دیگر مناطق استان بعمل آمد بخشی از چهره حقیقی تاریخ این استان نمودار گشت و قدمت تاریخی این سرزمین به حسب پژوهشهای باستانشناسی چون(مادام ژان-دیولافوآ-دمرگان و پروفسور فرانک هول)به بیش از 8 هزار سال پیش از میلاد مسیح می رسد(تاریخ و فرهنگ کهن سرزمین ده هزار ساله دهلران و ایلام-کرم علیرضایی)
استان ایلام با بین النهرین که مرکز تمدن های کهنی چون:بابل،آکد،سومر،آشور است نزدیک و هماسیه بوده و آثاری که در طی کاوشهای انجام شده به دست آمده این است که بابلیها قسمت سرزمینی که در مشرق بابل که همان استان ایلام و سرزمین همجوار آن می باشد علامتو یا علام یعنی کوهستان و شاید کشور طلوع خورشید یعنی مشرق می نامیده اند و این واژه در زبان سامی به معنی کوهستان و سرزمین بلند است که موقعیت آن با استان ایلام کنونی تطبیق می کند.
کاوشهای که در شهرستان دهلران انجام گرفته بیانگر آن است که انسان در این منطقه در حدود 8 هزار سال پیش از میلاد از دو گونه نبات یعنی گندم و جو و دو گونه جاندار یعنی بز و میش استفاده کرده اند،فزون بر این شواهد به دست آمده به وسیله باستانشناسانی چون(مارسل دیو لافوآ) و همسرش جین در سالهای 1884 تا 1886 میلادی در تپه موسیان و (ج.ای.گوتیه)و(جی لامپری)در سال 1913 میلادی در مدتی بیش از دو ماه در تپه موسیان انجام داده اند و همچنین آزمایشهای که به وسیله(فرانک هول و کنت وی فلانری) در سال 1961 بر رویی تپه های علی کش و چغا سفید و دیگر مکانهای باستانی این منطقه انجام گرفته بیانگر این نکته است که انسان در فاصله میان 7500 تا 5500 سال پیش از میلاد در این منطقه به اهلی کردن گاو و کشت دانه های گیاهان تازه ای مانند عدس،ماش،کتان توفیق یافته اند(تاریخ و فرهنگ کهن سرزمین ده هزار ساله دهلران و ایلام-کرم علیرضایی)
بر اساس پژوهشهای پروفسور فرانک هول بر روی تپه های بز مرده-محمد جعفر و .. می توان نوعی از زندگی کوچنشینی در حد ابتدایی باز نمایند که در دوران میان سنگی(هزاره 12 تا 6 پیش از میلاد) و عهد نوسنگی(هزاره 5 پیش از میلاد یعنی مدت 8 هزار سال )شیوه عمومی زیست همه انسانها به ویژه مناطق باستانی دهلران بوده است که این کوچنشینی مبتنی بر شکار،دامداری خانگی و گرد آوری غذا بوده است(تاریخ و فرهنگ کهن سرزمین ده هزار ساله دهلران و ایلام-کرم علیرضایی)
شواهدی که در محل های باستانی در دهلران به دست آمده روشنگر آن است که گله داران خیلی پیشتر از انکه باستانشناسان تصور می کرده اند از دهکده های کشاورزی جدا گشته اند(دکتر امان الهی)
حفاری های باستانشناسی که در محل انجام گرفته نشان که ایران به ویژه منطقه دهلران و موسیان و تپه توله ای در اطراف اندیمشک در چهارمین هزاره پیش از میلاد دارای سطح عالی زراعت بوده اند و یکی از کهنترین کانونهای کشاورزی در ایران به شمار می رفته اند(تاریخ و فرهنگ کهن سرزمین ده هزار ساله دهلران و ایلام-کرم علیرضایی)
با بررسی های متعدد که در مناطق باستانی دهلران و موسیان انجام گرفته و به سبب نزدیکی و همسایگی با بین النهرین و وجود مکانهای متعدد باستانی که تپه های علی کش و بز مرده نشانگر این واقعیت تاریخی هستند که این ناحیه خیلی پیش از از اختراع ظروف سفالی وجود داشته اند(تاریخ و فرهنگ کهن سرزمین ده هزار ساله دهلران و ایلام-کرم علیرضایی)
دوره تپه بز مرده(7500 تا 6750 سال پیش از میلاد)
مردمی که فرهنگ(بر مزده)متعلق به آنهاست از خاک رس قرمز که به طور طبیعی فراوان است خشتهای خام به طول 25 و عرض 15 و ضخامت 10 سانتیمتر درست نموده اند و از این خشتها خانه یا کلبه های به اندازه 2*2 متر و به ضخامت 25 تا 40 سانتیمتر می ساختند مردم بز مرده منظم دانه های نباتی مانند ماش-یونجه وحشی گیاهان و میوه کپر وحشی را جمع آوری می کرده اند-مردم بز مرده از راه شکار و ماهیگیری نیز قسمتی از خوراک خود را نیز بغیر از بز و میش تامین می کردند
دوره تپه علی کش(6750تا 6000 سال پیش از میلاد)
مرحله بز مرده یک نوع سازش موفقیت آمیز با محیط بوده و مقایسه ان با مرحله علی کش این امکان را می هد تا جهات موفقیت آمیز آن را که در فاصله بین (6750تا6000 سال پیش از میلاد)روبه افزایش بود تشخیص داده شود که از آن جمله کشت دانه های غلاتی مانند گندم و جو که 40 درصد بیشتر از دوره بز مرده کشت می شده اند که فقط در این دوره کشت آن زیاد شده که احتمال قوی نشان از توسعه کشت زرع در اطراف محل علی کش می باشد و تعداد کشی حبوبات وحشی و دانه های مفید گیاهی روبه کاهش رفته است-خوردن بز هنوز در میان ده نشینان دوره علی کش رواج داشته و مطالعاتی که بر روی استخوانهای آنها انجام گرفته نشان می دهد که این حیوانات اهلی بوده و بیشتر آنها در سنین جوانی می کشتند
مردم علی کش علاوه بر ساختن ساتورهای سنگی دهها هزار تیغه را از خود بر جا گذاشته اند
دوره محمد جعفر(5600 تا 3000 سال پیش از میلاد مسیح)
دوره محمد جعفر را باید مرحله ابداع در طرز معاش –معماری و ابزار نامید،ده نشینان این زمان در خانه های زندگی می کردند که بایدهای آنها بر سنگ قلوه هایی صاف یا سنگ ریزه های رودخانه ای گذاشته شده بود،ساختن ظروف سفالی از شگفت انگیزترین نو آوری که در زمان محمد جعفر به ظهور پیوست سفال این دوره نرم و زود شکن و جنس آن از گل رس می باشد که مقداری کاه به آن اضافه کرده اند،مردم عصر محمد جعفر تعداد زیادی مجسمه کوچک را از خاک رس درست نموده آنها را در آتش می پختند
دوازده تپه باستانی در محدوه شهرستان دهلران وجود دارد که هر کدام به دوره های خاص باز می گردد که تحولات عظیم فرهنگی را در دل خود جایی داده اند که به نمونه های از آن با با ذکر سال در زیر آورده میشود
تپه سبز(5500 تا 5000 سال پیش از میلاد)
تپه خزینه(5000 تا 4500 سال پیش از میلاد)
تپه میمه(4500 تا 4100 سال پیش از میلاد )
تپه بیات(4100 تا 3700 سال پیش از میلاد)
هیئت حفاری خارجی که تا کنون در دشت خوزستان که همیشه دشت دهلران نیز در بررسی ها باستانشناسی بخش از دشت خوزستان به آن اشاره شده است چند مورد نام برده می شود
1-هیئت حفاری گوتیر و لامپر(1903-1904 میلادی)
2-هیئت روبرت آدامز(1960-1961 میلادی)
3-هیئت به سرپرستی پروفسور فرانک هول(1961-1972 میلادی)
4- هیئت به سرپرستی پروفسور هنری رایت(1968-1973 میلادی)
5- هیئت به سرپرستی پروفسور الیزابت کارتر)1969-1970 میلادی)
6- هیئت به سرپرستی پروفسور آلن زاگارل(1974-1975 میلادی)

نظریه نهایی پروفسور فرانک هول درباره تپه های باستانی دهلران
پروفسور هول قدمت دوران استقرار در دهکده های را حدود هزاره هشتم تا هزاره پنجم پیش از میلاد دانسته است،آثار بدست آمده در دشت خوزستان در منطقه دهلران به ترتیب قدمت در تپه های بز مرده-علی کش-محمد جعفر-تپه سفید-تپه سرخ بدست آمده اند
به گواه آثار بدست آمده از محلهای باستانی سرزمین دهلران چنین به نظر می رسد که بین 5000 تا 10000 سال پیش از میلاد دشت دهلران برای سکونت گروه های انسانی در دوران پیش از تاریخ مناسب بوده است و مهمترین محل های باستانی این دشت را می توان تپه های علی کش و چغا سفید نام برد که قدیمی ترین آثار را در برداشته اند و متعلق به دوره نو سنگی هستند و می توان گفت که این تپه ها باقی مانده های قدیمی ترین و شاید اولین دهکده های دائمی باشند که در تاریخ سبز به وجود آمده اند
منابع:
کتاب تاریخ و فرهنگ کهن سرزمین ده هزار ساله دهلران و ایلام-کرم علیرضایی
باستانشناسی-تاریخ و ایلام-حبیب اله محمودیان
قوم لر-دکتر امان الهی
 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 10:53  توسط زاگرس ر  | 

دکتر آذر استوره دهلرانی

دکتر آذر فرصتي که به سادگي از دست رفت - - وقتي که ايلام متضرر مي شود

وقتي که ايلام متضرر مي شود

بقلم معصومه علي حسيني
مدير مسئول هفته نامه طنين غرب ايلام

د
کتر عادل آذر از اساتيد بزرگ و توانمند و عضو هيئت علمي دانشکده تربيت مدرس که کتابهاي وي به گفته ي بزرگان در برخي کشورهاي اروپايي تدريس مي شود
نماينده حوزه جنوبي استان در مجلس هفتم بود آذر از متفکران رشته مديريت است اقتصادداني که هيچگاه سياسي کار نکرد و چانه زني وي در پيشبرد اهداف اقتصادي سودآوري زياد براي استان و ريزش آراي دکتر را در پي داشت دکتر آذر به علت عدم ورود به عرصه جنجالهاي سياسي کمتر در نشريات استان مطرح شد
آذر نعمتي بود که خالصانه و بي سرو صدا کار کرد وما هم از او غافل شديم که حاصل نتيجه غفلت ما وسکوت وي اين شد که دوباره اين انديشمند به آنجايي که بايد باشد( يعني دانشگاه) بازگشت و ما را از وجود چهره اي توانمند که مي شد اين بار بعنوان نماينده استان به مجلس برود و مي رفت به چهره اي ملي و پشتوانه اي در مرکز براي استان تبديل شود محروم ساخت در حجابي که بين مردم و آذر حايل شد هم خود دکتر مقصرند و هم ما مطبوعاتي ها چرا که که اين مرد بزرگ هيچگاه داوطلبانه حاضر به تشريح عملکرد خود در استان نشدند و ما هم براي شناساندن وي به مردم استان تلاش نکرديم
چرا و به چه دليل دکتر مردم را تنها گذاشت ما نمي دانيم اما تا آخرين روزها مردم منتظر آمدنش به ايلام براي ورود به انتخابات استان بودند و آخر کار در حسرت نيامدن دکتر آه از نهاد نخبگان برآمد عده اي از تحليلگران علت عدم حضور دکتر در استان را نداشتن قبيله در اين حوزه عنوان کردندامااين دليل قانع کننده و معقولي نيست چرا که غير ممکن بود مردم او را تنها بگذارند گذشت آن زمان که انسانهاي بي قواره با کيسه اي پر پول وارد بازار سياست مي شدند و پول سکوي پرتاب آنها بود، عده اي نان به نرخ روز خور با معاملات پشت پرده و تبليغات کاذب مانند قسم دادن مردم به جمع آوري راي مي پرداختند تا با راهي کردن فرد مورد نظرشان خود نيز راهي خانه آرزوهاي خود مي کردند و به پست هاي مديريتي و منافع مالي مي رسيدند گذشت آن زمان که کوچک وارگان براي تخريب بزرگان با علم کردن شايعات و حاشيه ها چهره هاي توانمند و پر تلاش و متخصص و متعهد را به حاشيه سياست بردند اکنون مردم در تلاش براي شناسايي قدرتمندان عرصه اقتصاد و سياست هستند تااستان ما در آينده سهم خود را در مديريت کلان کشوري بگيرد مردم ايلام ديگر بدنبال مديران بومي نيستند و در ميان رشته کوههاي زاگرس خود را به حکومت قبيله اي مديران بومي محصور و محدود نخواهند کرد مردم استان اکنون بدنبال انتخاب چندين باره عادل آذرها هستند تا اين بزرگان سهم ما شوند در قدرت و در پايتخت مملکت بزرگ اسلاميان ايران
منبع : طنين غرب

.
دکتر آذر فرصتي که به سادگي از دست رفت !
.
به قلم مجتبي كاور
خبرنگار دهلران
دکتر عادل آذر ازهمان بدو ورود به مجلس تلاش خود را براي خدمت به استان بکار بست و توانست نام ايلام که تا حدودي در بودجه کمرنگ شده بود را پررنگ نمايند خوشبختانه به محض ورود توانست در لايحه بودجه سال 84 کشور رديف مستقلي با عنوان طرح توسعه استان ايلام را مطرح کند که ساليانه 15 ميليارد تومان نصيب استان شد
اين حرکت که در کميسيون تلفيق به نوعي براي استان ايلام بي سابقه بود رويايي بود که به حقيقت پيوست ازنکات کليدي ديگر افزايش بودجه توازن منطقه استان ايلام و يا رايزينها براي تصويب لايحه دو درصد ارزش نفت خام و افزايش بودجه ي عمراني استان و عمراني ـ ملي حکايت از دفاع قاطعانه ي اين نماينده دارد افزايش اعتبارات که در مقايسه با سالهاي 83 به سه برابر افزايش يافته است تاثير فراواني در شکوفايي استان بخصوص حوزه جنوبي در بر داشته است
اگرچه دکتر عادل آذر ساليان دراز در پي کسب علم و دانش از اين استان سفر کرده ولي همواره از استراتژي توسعه هر يک از شهرستانهاي استان الخصوص حوزه ي جنوبي باخبر وتاثيرگذار بود وهنگامي که با عنوان منتخب مردم در انتخابات مجلس هفتم توانست با کسب آراي بالا و بي سابقه در حوزه ي جنوبي در دور اول به عنوان انتخاب شود با اطلاعاتي که قبلاً از منطقه و استعدادها و پتانسيلهاي بالقوه داشت توانست با برنامه ريزي دقيق براي شناساندن ?آنها در سطح ملي عزم خود را جزم کند که خوشبختانه توانست با رايزينهاي فراوان پروژه هاي نيمه کاره و در حال تعطيل حوزه ي جنوبي را فعال کند و به کمک دولت خود باوري و شکوفايي را به مردم منطقه هديه کند از جمله اقدامات مهم وي سد دويرج است که سالهاي 81 و 82 داراي رديف بودجه بود اما متاسفانه راكد مانده بود، پروژه ي کارخانه سيمان که نصب يک تابلو تنها فعاليت اجرايي آمده بود ولي خوشبختانه با پيگيريهاي مستمر اين نماينده اين پروژه راکد در آينده ي نزديک سيمان خود را وارد بازار خواهد کرد همچنين کارهايي همچون پيگيري احداث پالايشگاه نفت دهلران تصويب پتروشيمي دهلران که مطالعات آن نهايي شده و شرايط سرمايه گذاري توسط سازمان تامين اجتماعي کشور از اقدامات دکتر آذر است که در شهرستانهاي حوزه انتخابي خود انجام داد پيگيريها و رايزني هاي مستمر آذر احداث شهرک صنعتي آبدانان، راه اندازي دانشگاه پيام نور، احداث سالنهاي ورزشي، تصويب دانشگاه علمي کاربردي، بيمارستان، تصويب کارخانه سيمان و اخذ مجوز سرمايه گذاري و .... براي اين مردم غيور به ارمغان داشت و اما مردم دره شهر، شهرستاني که به نوعي 20 سال باپيچهاي خطرناک معروف به جابر را با سختيهاي فراوان تحمل مي کردند، نيازمند توجه ويژه و بي سابقه بود که با همت دکتر عادل آذر از خطر پيچ خطرناک رها شدند وي در سطح ملي و مجلس طوري عمل نمود که سطح بزرگان مجلس هفتم در کميسيونهاي مختلف از جمله کميته اقتصادي کميسيون برنامه و بودجه، نايب رئيس کميسيون مشترک نظام هماهنگ پرداخت، نايب رئيس ويژه اصل 44 قانون اساسي، عضو شوراي نظارت در مجلس و نايب رئيس تحقيق و تفحص وزارت نفت را به خود اختصاص داد و در صحن علني مجلس توانست همگام با نمايندگان ديگر استان، نام ايلام و ايلامي را زنده کند

اما او فرصتي بود که به سادگي از دستش داديم . . .
کاش تکرار مي شد، . کاش. . .


آن سفر کرده که صد قافله دل همراه اوست

هرکجا هست خدايا به سلامت دارش


+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 19:40  توسط زاگرس ر  | 

استاندار ایلام

 

آخ جون با تصویب هیئت دولت ؛ استاندار جدید ایلام منصوب شد

سيدمهدي هاشمي سرپرست وزارت كشور در حاشيه جلسه امروز يكشنبه هيئت دولت با اشاره به تغيير برخي استانداران گفت: نورمحمد غراوي(........) با تصويب هيئت دولت به عنوان استاندار ايلام همیشه تاریخ مظلوم  منصوب وجایگزین علی محمدازاد(ایلامی) شد . . 

 نگاهي به سوابق كاري استاندار جديد ايلام

"ميرمحمد غراوي" معاون عمراني سابق استانداري ايلام، با تصويب هيات دولت روز گذشته به عنوان استاندار جديد ايلام منصوب شد. ميرمحمد غراوي دانش آموخته رشته عمران است كه مسووليت شهرداري شهرهاي چابهار، ايرانشهر و دامغان را در پرونده مديريتي خود دارد. غراوي در دهه دوم انقلاب اسلامي بين سال‌هاي ۷۰تا ۸۰مديركلي دفتر فني استانداري خوزستان و معاون عمراني استانداري هرمزگان رابرعهده داشته است. وي از نيمه دوم سال ۸۰نيز به عنوان معاون عمراني استانداري ايلام مشغول فعاليت بوده است. غراوي از بهمن ماه سال ۸۴تاكنون نيز سمت مدير كلي دفتر فني استانداري تهران را عهده‌دار بوده است. وي روز گذشته نهم تير ماه با تصويب هيات دولت به عنوان استاندار جديد ايلام برگزيده شد و پس از گذشت ۳۰ماه دوباره به استان ايلام بازگشت. 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 19:33  توسط زاگرس ر  |